روزگار سفله پرور
«
هر کسی را به جهان پارتی و زور و زر است
در دیاری که هنر پیشه به مطرد گویند
خاک عالم به سر مردم صاحب هذر است
دست غیبی مگر اصلاح کند جامعه را
ورنه اصلاح ز دست بشر اکنون بدر است
خود تو انصاف بده از چه نسوزد تر و خشک
کاتش فسق ز هر سو به جهان شعله ور است
فلک از چیست ندانم که بود سفله پرست
چرخ غدار چرا حامی هر بی پدر است؟
حالیا چون که حقیقت نتوان گفت ((پیام))
لب فرو بند که بهرت ضرر اندر ضرر است.



